در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
در سراسر چیزی پراکنده شدن و در همه بخشهای آن وجود داشتن.
To spread through and be present in every part of something.
«احساس غم در اتاق پراکنده شد.»
“A feeling of sadness pervaded the room.”
«عطر قهوه در کافه پخش شده بود.»
“The smell of coffee pervaded the café.”