pervasiveness

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

per·va·sive·ness/pərˈvæs·ɪv·nəs/
pervasivespreading widely throughout an area or group-nessstate or quality of
noun (اسم)formal

اسم — گستردگی

گستردگینفوذپذیری

ویژگی گسترش وسیع یا حضور در همه جا

the quality of spreading widely or being present everywhere

«گستردگی شبکه‌های اجتماعی بر زندگی روزمره تأثیر می‌گذارد.»

The pervasiveness of social media affects daily life.

«آلودگی صوتی نشانه گستردگی مشکلات شهری است.»

Noise pollution shows the pervasiveness of urban problems.

تفاوت با واژه‌های مشابه
ubiquityهمه‌جا بودن

رسمی. به معنی بودن در همه جا، در برخی موارد قابل جایگزینی است.

Formal. Refers to being everywhere at once, used interchangeably in some contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000