picker

pick·er/ˈpɪkər/
pickto select or gather-erperson or thing that performs an action
1noun (اسم)commonplural (جمع): pickers

اسم — چیننده

چینندهبردارندهجمع‌کننده

شخص یا ماشینی که چیزی را، به ویژه میوه، پنبه، یا سایر محصولات کشاورزی را، انتخاب یا جمع‌آوری می‌کند.

A person or machine that picks or gathers something, especially fruit, cotton, or other crops.

«میوه‌چین گیلاس در باغ بی‌وقفه کار می‌کرد.»

The cherry picker worked tirelessly in the orchard.

«این ماشین یک پنبه‌چین کارآمد است.»

This machine is an efficient cotton picker.

تفاوت با واژه‌های مشابه
harvesterدروگر

رسمی/فنی. اغلب به ماشینی اطلاق می‌شود که برای برداشت محصولات کشاورزی در مقیاس وسیع استفاده می‌شود. در حالی که picker می‌تواند یک دروگر باشد، 'harvester' به طور خاص به عمل جمع‌آوری یک محصول کامل اشاره دارد، در حالی که 'picker' می‌تواند برای انتخاب یا جمع‌آوری مقادیر کمتر باشد. «دروگر در مزارع حرکت کرد» درست است، «میوه‌چین در باغ کار می‌کرد» درست است، اما «ماشین پنبه‌چین یک ماشین بزرگ است» و «ماشین دروگر پنبه یک ماشین بزرگ است» هر دو صحیح هستند، با این تفاوت که 'harvester' بر مقیاس تاکید دارد.

Formal/Technical. Often refers to a machine used for harvesting crops on a large scale. While a picker can be a harvester, 'harvester' specifically implies the act of gathering a full crop, whereas 'picker' can be for selection or gathering smaller quantities. 'The harvester moved through the fields' works, 'The fruit picker worked in the orchard' works, but 'The cotton picker is a large machine' and 'The cotton harvester is a large machine' are both fine, with 'harvester' emphasizing the scale.

gathererگردآورنده

روزمره. اصطلاح کلی‌تری برای کسی که چیزها را جمع‌آوری می‌کند. 'Picker' نوعی 'gatherer' است، اما 'gatherer' لزوماً 'picker' نیست. «گردآورنده توت‌های وحشی را جمع می‌کند» درست است، «چیننده توت‌های وحشی را جمع می‌کند» درست است، اما «گردآورنده اطلاعات» را نمی‌توان با 'picker' جایگزین کرد.

Everyday. A more general term for someone who collects things. A picker is a type of gatherer, but a gatherer isn't necessarily a picker. 'A gatherer collects wild berries' works, 'A picker collects wild berries' works, but 'The gatherer of information' cannot be replaced by 'picker'.

2noun (اسم)commonplural (جمع): pickers

اسم — بردارنده

بردارندهوسیله چیدن

ابزار یا وسیله‌ای که برای برداشتن یا انتخاب کردن چیزی استفاده می‌شود، مانند خلال دندان یا یخ‌شکن.

A tool or device used for picking, such as a toothpick or an ice pick.

«او از یک یخ‌شکن برای شکستن یخ‌های ضخیم استفاده کرد.»

He used an ice picker to break the thick ice.

«بعد از غذایت از خلال دندان استفاده کن.»

Don't forget to use a toothpick after your meal.

تفاوت با واژه‌های مشابه
toolابزار

روزمره. اصطلاحی بسیار کلی برای هر وسیله‌ای که برای انجام یک عملکرد خاص استفاده می‌شود. 'Picker' نوعی ابزار است، اما همه ابزارها 'picker' نیستند. «او از ابزاری برای تعمیر ماشین استفاده کرد» درست است، «او از یخ‌شکن برای شکستن یخ استفاده کرد» درست است، اما «چکش یک picker است» اشتباه است.

Everyday. A very general term for any device used to carry out a particular function. A picker is a type of tool, but not all tools are pickers. 'He used a tool to fix the car' works, 'He used an ice picker to break the ice' works, but 'A hammer is a picker' is incorrect.

implementابزار

رسمی/فنی. مشابه 'tool' اما اغلب به چیزی اشاره دارد که برای یک هدف عملی خاص، به ویژه در کشاورزی یا یک صنعت دستی استفاده می‌شود. 'وسایل کشاورزی' رایج است. در حالی که 'picker' می‌تواند یک وسیله باشد، 'implement' طیف وسیع‌تری از موارد را پوشش می‌دهد. «کشاورز وسایل جدیدی خرید» درست است، «کشاورز یک بذرچین جدید خرید» درست است، اما «قلم ابزاری برای نوشتن است» نمی‌تواند «قلم یک picker برای نوشتن است» باشد.

Formal/Technical. Similar to 'tool' but often implies something used for a specific practical purpose, especially in agriculture or a craft. 'Agricultural implements' is common. While 'picker' can be an implement, 'implement' covers a wider range of items. 'The farmer bought new implements' works, 'The farmer bought a new seed picker' works, but 'A pen is an implement for writing' would not be 'a pen is a picker for writing'.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000