piddle
فعل — ادرار کردن
ادرار کردن، مخصوصاً به صورت غیررسمی یا کودکانه.
To urinate, especially in an informal or childish context.
«کودک توی حیاط ادرار کرد.»
“The child piddled in the backyard.”
«بعد از رانندگی طولانی مجبور شد ادرار کند.»
“He had to piddle after the long drive.”
تفاوت با واژههای مشابه
رسمی. اصطلاح پزشکی یا خنثی برای ادرار کردن؛ در بعضی موارد جایگزین پیدل غیررسمی یا کودکانه میشود.
Formal. Medical or neutral term for urinating; in some contexts interchangeable with 'piddle' though 'piddle' is informal or childish.
اسم — ادرار کم
مقدار کم یا ناچیز ادرار؛ همچنین به صورت غیررسمی به معنی فعالیت بیاهمیت استفاده میشود.
A small or insignificant amount of urine; also used informally for trivial activity.
«او فقط مقدار کمی ادرار در بطری گذاشت.»
“He only left a little piddle in the bottle.”
«دست از وقت تلف کردن با کارهای بیاهمیت بردار.»
“Stop wasting time on piddle.”