در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
تصویر ذهنی چیزی را شکل دادن؛ تصور کردن
forming a mental image of something; imagining
«او در حال تصور خانه آیندهاش بود.»
“She was picturing her future home.”
«سعی کن برای آرامش یک ساحل آرام را تصور کنی.»
“Try picturing a calm beach to relax.”
رایج. به معنای شکل دادن تصویر یا ایدهای در ذهن، در بسیاری از زمینهها با picturing قابل تعویض است.
Common. Means to form a mental picture or idea, interchangeable with picturing in many contexts.