platinum

plat·i·num/ˈplætɪnəm/
1noun (اسم)common

اسم — پلاتین

پلاتینفلز پلاتین

فلز کمیاب و گرانبهای نقره‌ای-سفید رنگ که در جواهرسازی و صنعت به کار می‌رود.

A rare, silvery-white precious metal used in jewelry and industry.

«انگشتر از پلاتین خالص ساخته شده است.»

The ring is made of pure platinum.

«پلاتین از طلا گران‌تر است.»

Platinum is more expensive than gold.

2adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more platinumsuperlative (عالی): most platinum

صفت — پلاتینیوم

پلاتینیومبسیار گرانبها

به‌عنوان صفت برای نشان دادن کیفیت یا جایگاه بسیار بالا، معمولاً مربوط به موسیقی یا کارت اعتباری.

Used to describe very high quality or status, often related to music or credit cards.

«او جایزه پلاتینیوم برای آلبومش دریافت کرد.»

She received a platinum award for her album.

«او کارت اعتباری پلاتینیوم دارد.»

He has a platinum credit card.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000