در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
فلز کمیاب و گرانبهای نقرهای-سفید رنگ که در جواهرسازی و صنعت به کار میرود.
A rare, silvery-white precious metal used in jewelry and industry.
«انگشتر از پلاتین خالص ساخته شده است.»
“The ring is made of pure platinum.”
«پلاتین از طلا گرانتر است.»
“Platinum is more expensive than gold.”
بهعنوان صفت برای نشان دادن کیفیت یا جایگاه بسیار بالا، معمولاً مربوط به موسیقی یا کارت اعتباری.
Used to describe very high quality or status, often related to music or credit cards.
«او جایزه پلاتینیوم برای آلبومش دریافت کرد.»
“She received a platinum award for her album.”
«او کارت اعتباری پلاتینیوم دارد.»
“He has a platinum credit card.”