playa

pla·ya/ˈplaɪə/
noun (اسم)technicalplural (جمع): playas

اسم — پلایا

پلایاکف خشک دریاچهدشت نمکی

یک گودی با کف صاف در حوضه بیابانی که یک بستر دریاچه خشک را تشکیل می‌دهد و گاهی اوقات با آب پر شده و به یک دریاچه موقت تبدیل می‌شود.

A flat-bottom depression in a desert basin, forming a dry lake bed, sometimes filled with water to form a temporary lake.

«جیپ با سرعت از پلایای وسیع عبور کرد.»

The jeep sped across the vast playa.

«پس از باران شدید، پلایا به طور موقت پر از آب شد.»

After the heavy rain, the playa temporarily filled with water.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000