در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
اعمال وانمود کردن یا بازی کردن به شیوهای غیرصادقانه یا اغراقآمیز.
The act of pretending or acting in an insincere or exaggerated way.
«وانمود کردنش هیچکس را فریب نداد.»
“His playacting fooled no one.”
«او از بازیهای نمایشی مداومش خسته شده بود.»
“She was tired of his constant playacting.”
رایج. به گونهای عمل کردن که چیزی درست به نظر برسد در حالی که نیست؛ در زمینههای عدم صداقت قابل تعویض است.
Common. Doing or acting as if something is true when it isn't; interchangeable in contexts of insincerity.