playacting

play·act·ing/ˈpleɪˌæktɪŋ/
playto perform or actactingthe act of performing
noun (اسم)informal

اسم — نمایش بازیگری

نمایش بازیگریوانمودسازی

اعمال وانمود کردن یا بازی کردن به شیوه‌ای غیرصادقانه یا اغراق‌آمیز.

The act of pretending or acting in an insincere or exaggerated way.

«وانمود کردنش هیچ‌کس را فریب نداد.»

His playacting fooled no one.

«او از بازی‌های نمایشی مداومش خسته شده بود.»

She was tired of his constant playacting.

تفاوت با واژه‌های مشابه
pretendingوانمود کردن

رایج. به گونه‌ای عمل کردن که چیزی درست به نظر برسد در حالی که نیست؛ در زمینه‌های عدم صداقت قابل تعویض است.

Common. Doing or acting as if something is true when it isn't; interchangeable in contexts of insincerity.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000