point out

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/pɔɪnt aʊt/
1phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — نشان دادن

نشان دادنبه چیزی اشاره کردن

چیزی را نشان دادن یا توجه کسی را به آن جلب کردن تا آن را ببیند.

to make someone notice something by showing it or directing attention to it

«او موزهٔ آن‌طرف خیابان را نشان داد.»

She pointed out the museum across the street.

«بابا به یک گوزن در مزرعه اشاره کرد.»

Dad pointed out a deer in the field.

2phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — یادآوری کردن

یادآوری کردنتذکر دادن

واقعیت، مشکل یا اشتباهی را مطرح کردن تا دیگران به آن توجه کنند.

to mention a fact, problem, or mistake so that people consider it

«من به یک اشتباه در گزارش اشاره کردم.»

I pointed out a mistake in the report.

«او یادآوری کرد که مغازه بسته بود.»

She pointed out that the shop was closed.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000