poignant

poin·nant/ˈpɔɪnjənt/
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more poignantsuperlative (عالی): most poignant

صفت — تکان دهنده

تکان دهندهغم‌انگیز

ایجاد احساس قوی غم یا پشیمانی

Causing a strong feeling of sadness or regret

«پایان فیلم بسیار غم‌انگیز بود.»

The movie’s ending was very poignant.

«او داستانی تکان‌دهنده درباره کودکی‌اش گفت.»

She told a poignant story about her childhood.

تفاوت با واژه‌های مشابه
touchingاحساس برانگیز

رسمی. برای توصیف چیزی که احساسات را به شدت تحت تاثیر قرار می‌دهد، مشابه poignant.

Formal. Used to describe something emotionally moving, similar to poignant.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000