polaroid

Po·lar·oid/ˈpəʊləˌrɔɪd/
1noun (اسم)commonplural (جمع): Polaroids

اسم — دوربین پولاروید

دوربین پولارویدعکس فوری

دوربینی که بلافاصله پس از گرفتن عکس، نسخه چاپ شده آن را تولید می‌کند.

A type of camera that produces a finished print shortly after taking the photograph.

«او یک پولاروید قدیمی را به مهمانی آورد.»

She brought an old Polaroid to the party.

«او یک عکس فوری از ما گرفت.»

He took a quick polaroid of us.

2noun (اسم)commonplural (جمع): Polaroids

اسم — عکس پولاروید

عکس پولارویدعکس فوری

عکسی که با دوربین پولاروید گرفته شده و قاب و ظاهر قدیمی خاصی دارد.

A photograph taken with a Polaroid camera, characterized by its distinctive frame and vintage look.

«او عکس پولاروید را به تخته اعلانات چسباند.»

She pinned the Polaroid to the corkboard.

«او عکس‌های فوری قدیمی از سفرهایش جمع‌آوری می‌کند.»

He collects old Polaroids from his travels.

3adjective (صفت)technicalcomparative (تفضیلی): more polaroidsuperlative (عالی): most polaroid

صفت — پولاریزه

پولاریزه

مربوط به لنزهایی که با فیلتر کردن نور پولاریزه، خیرگی را کاهش می‌دهند.

Referring to lenses that reduce glare by filtering polarized light.

«او هنگام رانندگی از عینک آفتابی پولاریزه استفاده می‌کند.»

She wears Polaroid sunglasses when driving.

«دوربین یک فیلتر پولاریزه داشت.»

The camera had a Polaroid filter.

تفاوت با واژه‌های مشابه
polarizedپولاریزه

فنی. این اصطلاح عمومی‌تر و فنی‌تر برای فیلتر کردن نور است. «پولاروید» به عنوان صفت به طور خاص به فناوری این برند اشاره دارد.

Technical. This is the more general and technical term for light filtering. 'Polaroid' as an adjective specifically refers to the brand's technology.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000