در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
واحد وزن برابر با ۱۶ اونس آوآردوپا (۰.۴۵۳ کیلوگرم).
A unit of weight equal to 16 ounces avoirdupois (0.453 kg).
«وزن نوزاد هنگام تولد هشت پوند بود.»
“The baby weighed eight pounds at birth.”
«یک پوند سیب خریدم.»
“I bought a pound of apples.”
واحد پول اصلی بریتانیا، برابر با ۱۰۰ پنی.
The basic monetary unit of the UK, equal to 100 pence.
«ژاکت پنجاه پوند قیمت دارد.»
“The jacket costs fifty pounds.”
«او حقوق خوبی به پوند دریافت میکند.»
“He earns a good salary in pounds.”
رسمی. اغلب به طور خاص برای اشاره به واحد پول بریتانیا، به ویژه در زمینههای مالی، برای متمایز کردن آن از سایر واحدهای پولی که 'پوند' نامیده میشوند، استفاده میشود. 'پوند استرلینگ بریتانیا' درست است.
محکم و مکرراً ضربه زدن یا کوبیدن.
Strike or hit heavily and repeatedly.
«او محکم به در کوبید و خواستار ورود شد.»
“He pounded on the door, demanding to be let in.”
«قلبش از هیجان میتپید.»
Formal. Often used specifically to refer to the British currency, especially in financial contexts, to distinguish it from other currencies also called 'pound'. 'British sterling' works.
رایج. به معنای ضربه زدن با چکش یا مانند آن؛ مکرراً و با زور ضربه زدن، اغلب با ابزار. 'او میخ را کوبید' درست است. 'او در را کوبید' بیشتر به معنی ضربه زدن محکم عمومی است.
Common. To strike with a hammer or as if with a hammer; to hit repeatedly and forcefully, often with a tool. 'He hammered the nail' works. 'He pounded the door' is more general forceful hitting.
رایج. به معنای ضربه زدن با صدای خفه؛ اغلب به ضربهای سنگینتر و کمتر تیز از 'کوبیدن' اشاره دارد. 'قلبش داشت ضربان میزد' درست است، 'او روی میز ضربه زد' درست است.
Common. To hit with a dull sound; often implies a heavier, less sharp impact than 'pound'. 'His heart was thumping' works, 'He thumped the table' works.