premier

pre·mier/ˈprɪmɪər/
1adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more premiersuperlative (عالی): most premier

صفت — برترین

برتریناصلی

اول از نظر اهمیت، رتبه یا کیفیت.

First in importance, rank, or quality.

«او برجسته‌ترین ورزشکار کشور است.»

She is the premier athlete in the country.

«تیم برتر قهرمانی را به دست آورد.»

The premier team won the championship.

تفاوت با واژه‌های مشابه
leadingپیشرو

متداول. به معنی مهم‌ترین یا تأثیرگذارترین در یک حوزه.

Common. Means the most important or influential in a field.

متضادها
2noun (اسم)formal

اسم — نخست‌وزیر

نخست‌وزیررییس دولت

رئیس دولت، اغلب نخست‌وزیر در برخی کشورها.

The head of government, often the prime minister in some countries.

«نخست‌وزیر به ملت سخن گفت.»

The premier addressed the nation.

«او سال گذشته به عنوان نخست‌وزیر منصوب شد.»

She was appointed premier last year.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000