preprogram

pre·pro·gram/ˌpriːˈprəʊɡræm/
pre-beforeprogramto instruct a device or system
verb (فعل)commonpast (گذشته): preprogrammedpast participle (مفعولی): preprogrammed-ing (حال): preprogramming3rd (سوم): preprograms

فعل — از قبل برنامه‌ریزی کردن

از قبل برنامه‌ریزی کردنبرنامه‌ریزی اولیه

برنامه‌ریزی (یک دستگاه یا سیستم) از قبل.

To program (a device or system) in advance.

«می‌توانید دستگاه قهوه‌ساز را از قبل برنامه‌ریزی کنید تا در زمان مشخصی شروع به دم کردن کند.»

You can preprogram the coffee machine to start brewing at a specific time.

«سیستم خانه هوشمند برای بهره‌وری انرژی از قبل برنامه‌ریزی شده بود.»

The smart home system was preprogrammed for energy efficiency.

تفاوت با واژه‌های مشابه
presetاز قبل تنظیم کردن

رایج. اغلب برای تنظیم کنترل‌ها یا گزینه‌های یک دستگاه قبل از استفاده به کار می‌رود. 'من زنگ هشدار را برای ساعت ۶ صبح از قبل تنظیم کردم.'

Common. Often used for setting controls or options on a device before use. 'I preset the alarm for 6 AM.' (برای تنظیمات کنترل‌ها یا گزینه‌های یک دستگاه قبل از استفاده.)

configureپیکربندی کردن

فنی. به تنظیم یک سیستم یا دستگاه برای عملکرد خاص اشاره دارد. 'شبکه برای عملکرد بهینه پیکربندی شده بود.'

Technical. Refers to arranging a system or device for a specific function. 'The network was configured for optimal performance.'

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000