در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
قابل پیشبینی یا دیدن آینده.
Able to be predicted or foreseen.
«نتیجه از ابتدا قابل پیشبینی بود.»
“The outcome was previsible from the start.”
«برخی اتفاقات بر اساس تاریخ قابل پیشبینی هستند.»
“Some events are previsible based on history.”
متداول. در زمینه انتظار داشتن قابل تعویض است.
Common. Interchangeable in contexts of being expected.