propped

/prɒpt/
verb (فعل)commonpast (گذشته): proppedpast participle (مفعولی): propped-ing (حال): propping3rd (سوم): props

فعل — تکیه دادن

تکیه دادنحمایت کردن

پشتیبانی یا نگه داشتن چیزی با گذاشتن جسمی در کنار آن

supported or held up something by placing an object against it

«او نردبان را به دیوار تکیه داد.»

She propped the ladder against the wall.

«در با یک صندلی تکیه داده شده بود.»

The door was propped open with a chair.

تفاوت با واژه‌های مشابه
supportedحمایت شده

متداول. نگه داشتن چیزی بالا.

Common. To hold something up.

bracedمحکم کردن

رسمی. تقویت یا محکم نگه داشتن.

Formal. To strengthen or hold firmly.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000