punitively

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

pu·ni·tive·ly/ˈpjuːnɪtɪvli/
punitiveintended as punishment-lyin the manner of
adverb (قید)formaltype (نوع): manneradjective (صفت): punitiveposition (جایگاه): end

قید — تنبیهی

تنبیهیبه‌صورت مجازات‌آمیز

به‌گونه‌ای که مجازات یا تنبیه سخت اعمال شود.

In a way that inflicts punishment or harsh penalties.

«شرکت به‌خاطر نقض قوانین ایمنی جریمه شدیدی شد.»

The company was punitively fined for breaking safety laws.

«قوانین جدید به‌صورت تنبیهی برای جلوگیری از متخلفان اجرا شد.»

The new rules were applied punitively to deter offenders.

تفاوت با واژه‌های مشابه
severelyشدیداً

رایج. بیانگر اقدام شدید یا سخت، معمولاً در زمینه مجازات.

Common. Indicates strong or harsh action, often punishment.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000