put up

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/pʊt ʌp/
1phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — بالا بردن

بالا بردننصب کردن

چیزی را بالا بردن یا در جای بلندتری قرار دادن.

To raise or place something in a higher position.

«اگر موافقی دستت را بالا ببر.»

Put up your hand if you agree.

«آن‌ها بیرون یک تابلو جدید نصب کردند.»

They put up a new sign outside.

2phrasal verb (فعل عبارتی)informal

فعل عبارتی — جا دادن

جا دادنمیزبانی کردن

به کسی موقتاً جا یا محل اقامت دادن.

To provide someone with a place to stay temporarily.

«می‌توانی یک شب به من جا بدهی؟»

Can you put me up for one night?

«خواهرش در طول طوفان به ما جا داد.»

Her sister put us up during the storm.

3phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — تحمل کردن

تحمل کردنساختن

چیز ناخوشایندی را تحمل کردن، بدون اینکه جلو آن را بگیری.

To tolerate something unpleasant without complaining or stopping it.

«من آن سر و صدا را تحمل نمی‌کنم.»

I will not put up with that noise.

«او رفت‌وآمد طولانی را تحمل می‌کند.»

She puts up with a long commute.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000