put words in someone's mouth

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

put words in some·one's mouth/pʊt wɜːrdz ɪn ˈsʌmwʌnz maʊθ/
phrase (عبارت)common

عبارت — حرف در دهان کسی گذاشتن

حرف در دهان کسی گذاشتنچیزی را به کسی نسبت دادن

نادرست به کسی نسبت دادن که چیزی گفته یا منظورش بوده که واقعاً نگفته یا منظور نکرده است.

To wrongly claim that someone said or meant something they did not say or mean.

«در دهان من حرف نگذار.»

Do not put words in my mouth.

«مقاله حرفی را به سناتور نسبت داد که نگفته بود.»

The article put words in the senator's mouth.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000