pygmy

pyg·my/ˈpɪɡmi/
1noun (اسم)commonplural (جمع): Pygmies

اسم — پیگمه

پیگمهکوتوله (در مورد قوم)

عضوی از برخی اقوام با قد بسیار کوتاه در آفریقای استوایی و بخش‌هایی از آسیای جنوب شرقی.

A member of certain peoples of very short stature in Equatorial Africa and parts of Southeast Asia.

«مردم پیگمه دارای سنت‌های فرهنگی غنی هستند.»

The Pygmy people have rich cultural traditions.

«انسان‌شناسان سبک زندگی منحصر به فرد جوامع پیگمه را مطالعه می‌کنند.»

Anthropologists study the unique lifestyles of Pygmy communities.

تفاوت با واژه‌های مشابه
dwarfکوتوله

رایج. 'کوتوله' به فردی با قد غیرعادی کوتاه به دلیل یک وضعیت پزشکی اشاره دارد. در حالی که برخی از اقوام پیگمه کوتاه قد هستند، 'پیگمه' به یک گروه قومی اشاره دارد، نه یک وضعیت پزشکی. قابل جایگزینی نیست.

Common. 'Dwarf' refers to a person of unusually short stature due to a medical condition. While some Pygmy peoples are short, 'Pygmy' refers to an ethnic group, not a medical condition. Not interchangeable.

midgetکوتوله (توهین‌آمیز)

قدیمی/توهین‌آمیز. مشابه 'کوتوله' اما اغلب توهین‌آمیز تلقی می‌شود. هرگز با 'پیگمه' که به گروه خاصی از مردم اشاره دارد و عموماً توهین‌آمیز نیست، قابل جایگزینی نیست.

Dated/Offensive. Similar to dwarf but often considered offensive. Never interchangeable with 'Pygmy' which refers to a specific group of people and is not generally offensive.

2adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more pygmysuperlative (عالی): most pygmy

صفت — پیگمه‌ای

پیگمه‌ایکوتولهریز

مربوط به یا مشخصه اقوام پیگمه؛ به طور غیرعادی کوچک.

Of or characteristic of the Pygmy peoples; unusually small.

«آنها یک حشره‌خوار کوتوله در جنگل کشف کردند.»

They discovered a pygmy shrew in the forest.

«او مجسمه‌های ریز برای نمایش خود جمع‌آوری می‌کند.»

He collects pygmy statues for his display.

تفاوت با واژه‌های مشابه
tinyریز

رایج. هنگام اشاره به چیزی بسیار کوچک در اندازه، بدون توجه به منشأ آن، قابل جایگزینی است. 'Tiny' اصطلاحی کلی برای کوچکی است.

Common. Interchangeable when referring to something very small in size, regardless of its origin. 'Tiny' is a general term for smallness.

miniatureمینیاتوری

رایج. به چیزی اشاره دارد که نسخه بسیار کوچکتری از یک آیتم استاندارد است. در صورتی که آیتم به طور خاص یک نسخه کوچک باشد، می‌تواند قابل جایگزینی باشد.

Common. Refers to something that is a much smaller version of a standard item. Can be interchangeable if the item is specifically a small-scale version.

متضادها
3adjective (صفت)technicalcomparative (تفضیلی): more pygmysuperlative (عالی): most pygmy

صفت — کوتوله

کوتولهریزجثه

(در مورد حیوان) از گونه‌ای یا نژادی که بسیار کوچکتر از اندازه متوسط است.

(Of an animal) of a species or variety that is much smaller than average size.

«اسب آبی کوتوله بسیار کوچکتر از پسرعموی معمولی خود است.»

The pygmy hippopotamus is much smaller than its common cousin.

«او بزهای کوتوله را مطالعه کرد.»

He studied pygmy goats.

تفاوت با واژه‌های مشابه
dwarfکوتوله

رایج. اغلب هنگام اشاره به نژادهای حیوانی که به طور طبیعی بسیار کوچک هستند (مثلاً خرگوش کوتوله) قابل جایگزینی است. 'Pygmy' به طور خاص به اندازه کوچک طبیعی در یک گونه اشاره دارد.

Common. Often interchangeable when referring to animal breeds that are naturally very small (e.g., dwarf rabbit). 'Pygmy' specifically implies a naturally occurring small size in a species.

miniکوچک

غیررسمی. یک مخفف غیررسمی برای 'مینیاتوری' که اغلب در نام نژادها استفاده می‌شود (مثلاً پودل کوچک). 'Pygmy' رسمی‌تر و زیست‌شناختی است.

Informal. A casual abbreviation for miniature, often used in names of breeds (e.g., mini poodle). 'Pygmy' is more formal and biological.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000