در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
پرندهای کوچک که بیشتر روی زمین زندگی میکند، با بدنی گرد و دم کوتاه
A small, ground-dwelling bird with a plump body and short tail
«بلدرچین را در حال دویدن در مزرعه دیدیم.»
“We saw a quail running in the field.”
«تخم بلدرچین از تخم مرغ معمولی کوچکتر است.»
“Quail eggs are smaller than chicken eggs.”
رایج. اصطلاح عمومی است؛ 'quail' نوع خاصی از پرنده را مشخص میکند.
Common. General term; 'quail' specifies a particular type of bird.