quaintest

quaint·est/kweɪntɪst/
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): quaintersuperlative (عالی): quaintest

صفت — زیباترین به‌طور عجیب

زیباترین به‌طور عجیبغیرمعمول‌ترین

صفت عالی quaint به معنی بیشترین درجه جذابیت غیرعادی و کهنه‌نما.

Superlative form of quaint: Most attractively unusual or old-fashioned.

«او در عجیب‌ترین روستا در دره زندگی می‌کند.»

She lives in the quaintest village in the valley.

«عجیب‌ترین فروشگاه گردشگران زیادی را جذب کرد.»

The quaintest shop attracted many tourists.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000