qualm
/kwɑːm/
noun (اسم)common
اسم — تشویش وجدان
تشویش وجداندلهره
احساس ناخوشایند شک، نگرانی یا ترس، بهویژه درباره رفتار خود.
An uneasy feeling of doubt, worry, or fear, especially about one's own conduct.
«او درباره دروغ گفتن به دوستش دچار تشویش وجدان بود.»
“She had qualms about lying to her friend.”
«قبل از امضای قرارداد احساس دلهره کردم.»
“I felt qualms before signing the contract.”
تفاوت با واژههای مشابه
misgiving— تردید
رسمی. برای ابراز شک یا نگرانی بدون ذکر جزئیات استفاده میشود؛ کمتر از qualm قوی است.
Formal. Often used to express doubt or concern without specifying details; less intense than 'qualm'.
reservation— دودلی
رایج. به معنای تردید یا مردد بودن درباره تصمیم است؛ در برخی موارد جایگزین 'qualm' میشود.
Common. Implies hesitation or doubt about a decision; can be used instead of 'qualm' in some contexts.