rat

/ræt/
1noun (اسم)commonplural (جمع): rats

اسم — موش صحرایی

موش صحراییرت

جونده‌ای بزرگ‌تر از موش که معمولاً پوزه نوک‌تیز و دمی بلند و بدون مو دارد.

A rodent larger than a mouse, typically having a pointed snout and a long, hairless tail.

«موش صحرایی با عجله از کف اتاق عبور کرد.»

The rat scurried across the floor.

«موش‌های صحرایی می‌توانند بیماری‌های زیادی را حمل کنند.»

Rats can carry many diseases.

2noun (اسم)informalplural (جمع): rats

اسم — خبرچین

خبرچینلو دهنده

خبرچین؛ کسی که همکارانش را، به ویژه به مقامات، لو می‌دهد.

An informer; someone who betrays their associates, especially to the authorities.

«او توسط اعضای سابق گروهش به موش بودن (خبرچین بودن) متهم شد.»

He was accused of being a rat by his former gang members.

«خبرچین نباش و به معلم نگو.»

Don't be a rat and tell the teacher.

تفاوت با واژه‌های مشابه
informerمخبر

رایج. واژه‌ای خنثی‌تر برای کسی که اطلاعات می‌دهد، اغلب به مقامات. 'Rat' به عملی خائنانه‌تر یا بی‌وفاتر اشاره دارد.

Common. A more neutral term for someone who gives information, often to authorities. 'Rat' implies a more treacherous or disloyal act.

snitchسخن‌چین

غیررسمی. اغلب برای بچه‌هایی که همدیگر را لو می‌دهند یا در بافتی کمتر جدی استفاده می‌شود. 'Rat' به خیانتی جدی‌تر اشاره دارد.

Informal. Often used for children telling on each other, or in a less serious context. 'Rat' implies a more severe betrayal.

متضادها
3verb (فعل)informalpast (گذشته): rattedpast participle (مفعولی): ratted-ing (حال): ratting3rd (سوم): rats

فعل — لو دادن

لو دادنخبرچینی کردن

کسی را با خبر دادن به مقامات لو دادن؛ به عنوان خبرچین عمل کردن.

To betray someone by informing the authorities; to act as an informer.

«او دوستانش را لو داد تا از زندان فرار کند.»

He ratted on his friends to avoid jail time.

«من را به پدر و مادرت لو نده!»

Don't rat me out to your parents!

تفاوت با واژه‌های مشابه
informاطلاع دادن

رایج. اصطلاحی کلی‌تر و خنثی‌تر. 'Rat' به خیانت اشاره دارد، در حالی که 'inform' می‌تواند به دلایل مشروع باشد.

Common. A more general and neutral term. 'Rat' implies a betrayal, whereas 'inform' can be for legitimate reasons.

snitchسخن‌چینی کردن

غیررسمی. اغلب برای تخلفات جزئی، به ویژه بین کودکان، استفاده می‌شود. 'Rat' به خیانتی جدی‌تر اشاره دارد.

Informal. Often used for minor transgressions, especially among children. 'Rat' suggests a more serious betrayal.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000