ratifies

rat·i·fies/ˈrætɪˌfaɪz/
ratifyto approve officially
verb (فعل)formalpast (گذشته): ratifiedpast participle (مفعولی): ratified-ing (حال): ratifying3rd (سوم): ratifies

فعل — تصویب کردن

تصویب کردنتصریح کردنتایید کردن

به طور رسمی توافق یا تصمیمی را تصویب یا تایید می‌کند.

Approves or confirms an agreement or decision officially.

«سنات با تصویب، معاهدات بین‌المللی را تایید می‌کند.»

The senate ratifies international treaties.

«او قبل از امضا قرارداد را تصویب می‌کند.»

She ratifies the contract before signing.

تفاوت با واژه‌های مشابه
approveتایید کردن

معمولی. در زمینه تایید کلی جایگزین ratify می‌شود اما ratify رسمی و حقوقی‌تر است.

Common. Can replace 'ratify' in general approval contexts, but 'ratify' is more formal and legal.

confirmتائید کردن

رسمی. هنگام تایید اسناد رسمی ممکن است جایگزین ratify شود، اما در موارد دیگر نه.

Formal. Interchangeable with 'ratify' when confirming official documents, less so otherwise.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000