rathole

rat·hole/ˈræthəʊl/
1noun (اسم)informalplural (جمع): ratholes

اسم — سوراخ موش

سوراخ موشمکان کثیفجای تنگ و تاریک

مکانی کوچک، کثیف و ناخوشایند.

A small, dirty, and unpleasant place.

«او سال‌ها در یک سوراخ موش تنگ و تاریک زندگی کرد تا توانست جای بهتری پیدا کند.»

He lived in a cramped rathole for years before he could afford something better.

«آپارتمان قدیمی یک سوراخ موش تمام عیار بود، پر از گرد و غبار و تار عنکبوت.»

The old apartment was a complete rathole, full of dust and cobwebs.

تفاوت با واژه‌های مشابه
hovelکلبه محقر

متداول. به خانه یا پناهگاه کوچک، بدساخت و کثیف اشاره دارد. 'Living in a hovel' صحیح است و به فقر شدید اشاره دارد.

Common. Refers to a small, poorly built, and dirty house or shelter. 'Living in a hovel' works, implying extreme poverty.

slumمحله فقیرنشین

متداول. به یک منطقه شهری پرجمعیت که با فقر و مسکن نامناسب مشخص می‌شود، اشاره دارد. 'Growing up in the slums' صحیح است و به یک منطقه کامل اشاره دارد.

Common. Refers to a densely populated urban area marked by poverty and substandard housing. 'Growing up in the slums' works, referring to an entire area.

متضادها
2noun (اسم)informalplural (جمع): ratholes

اسم — چاه ویل پول

چاه ویل پولمحل هدر رفتن منابع

مکان یا وضعیتی که در آن پول یا منابع هدر می‌روند.

A place or situation where money or resources are wasted.

«سرمایه‌گذاری در آن کسب و کار شکست‌خورده یک چاه ویل پول از آب درآمد.»

Investing in that failing business turned out to be a rathole.

«او به آنها هشدار داد که تعمیرات بی‌پایان یک چاه ویل مالی خواهد بود.»

He warned them that the endless repairs would be a financial rathole.

تفاوت با واژه‌های مشابه
drainمحل هدر رفتن

متداول. می‌تواند به طور گسترده‌تری برای هر چیزی که منابع را از بین می‌برد، استفاده شود. 'The project was a huge drain on our budget.'

Common. Can be used more broadly for anything that depletes resources. 'The project was a huge drain on our budget.'

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000