reaccumulate

re·ac·cu·mu·late/riːəˈkjuːmjəleɪt/
re-againaccumulateto gather or acquire an increasing number or quantity of
verb (فعل)commonpast (گذشته): reaccumulatedpast participle (مفعولی): reaccumulated-ing (حال): reaccumulating3rd (سوم): reaccumulates

فعل — دوباره انباشته شدن

دوباره انباشته شدنمجدداً جمع‌آوری کردن

دوباره انباشته شدن؛ تعداد یا مقدار فزاینده‌ای از چیزی را در طول زمان جمع‌آوری یا کسب کردن، به ویژه پس از دوره‌ای از پراکندگی یا کاهش.

To accumulate again; to gather or acquire an increasing number or quantity of something over time, especially after a period of dispersal or reduction.

«پس از سقوط بازار، سال‌ها طول کشید تا سرمایه‌گذاری‌های او دوباره ارزش پیدا کنند.»

After the market crash, it took years for his investments to reaccumulate value.

«گرد و غبار در محیط‌های خشک به سرعت دوباره جمع می‌شود.»

Dust tends to reaccumulate quickly in dry environments.

تفاوت با واژه‌های مشابه
rebuildبازسازی کردن

رایج. به معنای ساخت دوباره چیزی پس از آسیب دیدن یا تخریب، یا بازگرداندن قدرت/منابع است. «بازسازی خانه» درست است. «پس‌انداز خود را دوباره بسازید» درست است، اما «پس‌انداز خود را دوباره انباشته کنید» بیشتر بر افزایش تدریجی تمرکز دارد.

Common. Implies constructing something again after it has been damaged or destroyed, or restoring strength/resources. 'Rebuild a house' works. 'Rebuild your savings' works, but 'reaccumulate your savings' focuses more on the gradual increase.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000