reaffix

re·af·fix/ˌriːəˈfɪks/
re-againaffixattach or fasten
verb (فعل)commonpast (گذشته): reaffixedpast participle (مفعولی): reaffixed-ing (حال): reaffixing3rd (سوم): reaffixes

فعل — دوباره چسباندن

دوباره چسباندندوباره وصل کردن

چسباندن یا وصل کردن چیزی دوباره

to attach something again

«او مجبور شد برچسب را دوباره روی بسته بچسباند.»

She had to reaffix the label on the package.

«تمبر دوباره روی پاکت چسبانده شد.»

The stamp was reaffixed to the envelope.

تفاوت با واژه‌های مشابه
reattachدوباره وصل کردن

رایج. وقتی منظور اتصال فیزیکی باشد، معمولاً با reaffix قابل تعویض است.

Common. Often interchangeable with reaffix when referring to attaching something again, especially physically.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000