reawaken

re·a·waken/ˌriːəˈwækən/
re-againawakento wake up or arouse
verb (فعل)commonpast (گذشته): reawakenedpast participle (مفعولی): reawakened-ing (حال): reawakening3rd (سوم): reawakens

فعل — دوباره بیدار شدن

دوباره بیدار شدندوباره زنده کردن

دوباره بیدار شدن یا باعث فعال شدن دوباره چیزی شدن.

To awaken again or cause something to become active once more.

«خاطرات بعد از سال‌ها دوباره زنده شدند.»

The memories reawakened after years.

«این رویداد احساسات قدیمی را دوباره زنده می‌کند.»

This event reawakens old feelings.

تفاوت با واژه‌های مشابه
reviveاحیا کردن

رایج. به معنای بازگرداندن به زندگی یا فعالیت، بسیار نزدیک به reawaken.

Common. Means to bring back to life or activity, very close to reawaken.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000