recalls

re·calls/rɪˈkɔːlz/
re-againcallto summon or bring to mind
1verb (فعل)commonpast (گذشته): recalledpast participle (مفعولی): recalled-ing (حال): recalling3rd (سوم): recalls

فعل — به یاد آوردن

به یاد آوردنخاطره کردن

به یاد آوردن اطلاعات یا وقایع.

To remember information or events.

«او رویداد را به‌وضوح به یاد می‌آورد.»

She recalls the event clearly.

«به یاد دارم پارسال او را ملاقات کردم.»

I recall meeting him last year.

تفاوت با واژه‌های مشابه
rememberبه یاد داشتن

خیلی متداول. زمانی که به معنی به یاد آوردن باشد، قابل جایگزینی با recall است.

Very common. Interchangeable with recall when meaning 'to bring something back to mind.'

متضادها
2verb (فعل)commonpast (گذشته): recalledpast participle (مفعولی): recalled-ing (حال): recalling3rd (سوم): recalls

فعل — پس گرفتن (کالا)

پس گرفتن (کالا)بازپس‌گیری

به طور رسمی درخواست بازگرداندن کالای دارای مشکل یا نقص دادن.

To officially request the return of a defective product.

«شرکت خودروهای معیوب را پس می‌گیرد.»

The company recalls defective cars.

«آن‌ها اسباب‌بازی‌های خراب را از فروشگاه‌ها پس گرفتند.»

They recalled the faulty toys from stores.

تفاوت با واژه‌های مشابه
withdrawکنار کشیدن

رسمی. به معنی برداشتن یا بازگشت، اغلب برای کالاها یا اظهارات استفاده می‌شود.

Formal. Means to remove or take back, often used for products or statements.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000