verb (فعل)technicalpast (گذشته): recalibratedpast participle (مفعولی): recalibrated-ing (حال): recalibrating3rd (سوم): recalibrates
فعل — دوباره تنظیم کردن
دوباره تنظیم کردنکالیبره کردن مجدد
تنظیم یا تنظیم دقیق مجدد یک دستگاه یا ابزار.
To adjust or fine-tune (a device or instrument) again or anew.
«باید دستگاه را دوباره تنظیم کنید.»
“You need to recalibrate the machine.”
«سنسورها پس از استفاده دوباره تنظیم شدند.»
“The sensors were recalibrated after use.”
تفاوت با واژههای مشابه
adjust— تنظیم کردن
رایج. در محیطهای فنی برابر و برای اصلاحات به کار میرود.
Common. Synonymous in technical settings, used for making corrections.