recalibrate

re·cal·i·brate/ˌriːˈkælɪbreɪt/
re-againcalibrateto adjust precisely
verb (فعل)technicalpast (گذشته): recalibratedpast participle (مفعولی): recalibrated-ing (حال): recalibrating3rd (سوم): recalibrates

فعل — دوباره تنظیم کردن

دوباره تنظیم کردنکالیبره کردن مجدد

تنظیم یا تنظیم دقیق مجدد یک دستگاه یا ابزار.

To adjust or fine-tune (a device or instrument) again or anew.

«باید دستگاه را دوباره تنظیم کنید.»

You need to recalibrate the machine.

«سنسورها پس از استفاده دوباره تنظیم شدند.»

The sensors were recalibrated after use.

تفاوت با واژه‌های مشابه
adjustتنظیم کردن

رایج. در محیط‌های فنی برابر و برای اصلاحات به کار می‌رود.

Common. Synonymous in technical settings, used for making corrections.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000