در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
به گونهای که بتوان آن را تشخیص داد یا متوجه شد
In a manner that can be identified or noticed; clearly enough to be recognized
«آن نقاشی بهطور قابل تشخیص سبک او بود.»
“The painting was recognizably his style.”
«او در طول سالها به وضوح تغییر کرده بود.»
“She had changed recognizably over the years.”
رایج است. به معنای واضح یا قابل توجه است؛ زمانی که به وضوح ولی نه هویت تاکید باشد جایگزین شود.
Common. Means clearly or noticeably; can replace 'recognizably' when emphasizing clarity but not identity.