verb (فعل)formalpast (گذشته): reconqueredpast participle (مفعولی): reconquered-ing (حال): reconquering3rd (سوم): reconquers
فعل — دوباره تسخیر کردن
دوباره تسخیر کردندوباره فتح کردن
دوباره با زور کنترل یا مالکیت چیزی را بدست آوردن
To take control or possession of something again by force
«ارتش سرزمین از دست رفته را دوباره تسخیر کرد.»
“The army reconquered the lost territory.”
«آنها قصد دارند شهر را دوباره فتح کنند.»
“They aim to reconquer the city.”
تفاوت با واژههای مشابه
retake— بازپس گرفتن
رایج است. به معنای پس گرفتن مجدد کنترل است؛ معنی بسیار مشابه.
Common. Means to take back control; very similar meaning.