recook

re·cook/ˌriːˈkʊk/
re-againcookto prepare food by heating
verb (فعل)commonpast (گذشته): recookedpast participle (مفعولی): recooked-ing (حال): recooking3rd (سوم): recooks

فعل — دوباره پختن

دوباره پختندوباره گرم کردن

دوباره پختن چیزی، معمولاً به این دلیل که در بار اول به اندازه کافی پخته نشده بود یا برای گرم کردن مجدد آن.

To cook something again, usually because it was not cooked enough the first time or to reheat it.

«او مجبور شد مرغ را دوباره بپزد زیرا هنوز صورتی بود.»

She had to recook the chicken because it was still pink.

«من فقط این سبزیجات را برای شام دوباره می‌پزم.»

I'll just recook these vegetables for dinner.

تفاوت با واژه‌های مشابه
reheatدوباره گرم کردن

معمولی. هنگامی که هدف فقط گرم کردن غذایی است که قبلاً پخته شده است، قابل تعویض است. «دوباره گرم کردن باقیمانده غذا» مناسب است. «دوباره پختن مرغ چون هنوز خام است» بر پخت ناکافی اولیه تأکید دارد، در حالی که «دوباره گرم کردن مرغ» به این معنی است که خوب بوده، فقط سرد شده است.

Common. Interchangeable when the purpose is simply to warm up food that has already been cooked. 'Reheat the leftovers' works. 'Recook the chicken because it's still raw' emphasizes insufficient initial cooking, whereas 'reheat the chicken' implies it was fine, just cold.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000