reentering

re·en·ter·ing/riːˈɛntərɪŋ/
re-againenterto go in
verb (فعل)commonpast (گذشته): reenteredpast participle (مفعولی): reentered-ing (حال): reentering3rd (سوم): reenters

فعل — دوباره وارد شدن

دوباره وارد شدنمجدد وارد شدن

پس از ترک کردن، دوباره وارد جایی شدن.

Going into a place again after leaving it.

«بعد از ناهار دوباره وارد ساختمان می‌شوند.»

They are reentering the building after lunch.

«برای ورود مجدد به کشور، ویزای معتبر لازم است.»

Reentering the country requires a valid visa.

تفاوت با واژه‌های مشابه
returningبازگشت

متداول. معنای کلی‌تری دارد و بیشتر به بازگشت اشاره می‌کند تا وارد شدن دقیق محل.

Common. Similar meaning but 'return' is broader and can imply going back without focus on entry point. E.g. 'return home' vs. 'reenter the room'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000