reengaging

re·en·gag·ing/ˌriːɪnˈɡeɪdʒɪŋ/
re-againen-to put into / to cause to be ingagepledge
1verb (فعل)commonpast (گذشته): reengagedpast participle (مفعولی): reengaged-ing (حال): reengaging3rd (سوم): reengages

فعل — دوباره درگیر شدن

دوباره درگیر شدنمجدداً مشارکت کردن

وجه وصفی فعلی 'reengage'، به معنای دوباره درگیر شدن؛ دوباره مشارکت کردن یا شروع به انجام کاری کردن.

The present participle of 'reengage', meaning to engage again; to become involved or participate again.

«او پس از یک وقفه، دوباره در حال درگیر شدن با درس‌هایش است.»

He is reengaging with his studies after a break.

«شرکت از طریق ابتکارات جدید در حال تعامل مجدد با مشتریان خود است.»

The company is reengaging with its customers through new initiatives.

تفاوت با واژه‌های مشابه
reconnectingدوباره ارتباط برقرار کردن

رایج. به معنای از سرگیری ارتباط یا رابطه است که می‌تواند نوعی درگیری مجدد باشد. اغلب برای روابط اجتماعی یا عاطفی استفاده می‌شود.

Common. Implies resuming a connection or relationship, which can be a form of reengaging. Often used for social or emotional ties.

rejoiningدوباره پیوستن

رایج. به معنای بازگشت به یک گروه، فعالیت یا سازمان و دوباره بخشی از آن شدن است. از نظر مشارکت شبیه به درگیری مجدد است.

Common. Refers to returning to and becoming part of a group, activity, or organization again. Similar to reengaging in terms of participation.

متضادها
2adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more reengagingsuperlative (عالی): most reengaging

صفت — در حال درگیری مجدد

در حال درگیری مجددمشارکت‌کننده دوباره

دوباره درگیر شدن یا مشارکت کردن.

Becoming involved or participating again.

«تیم در حال درگیری مجدد شور و شوق تازه‌ای از خود نشان داد.»

The reengaging team showed renewed enthusiasm.

«نیروی کار در حال مشارکت مجدد می‌تواند بهره‌وری را به طور قابل توجهی افزایش دهد.»

A reengaging workforce can boost productivity significantly.

تفاوت با واژه‌های مشابه
resumingاز سر گرفته

رایج. چیزی را توصیف می‌کند که پس از وقفه‌ای دوباره شروع می‌شود. اگرچه مشابه است، 'resuming' اغلب به ادامه همان فعالیت اشاره دارد، در حالی که 'reengaging' می‌تواند یک تعهد مجدد عمیق‌تر باشد.

Common. Describes something that is starting again after an interruption. While similar, 'resuming' often implies continuation of the same activity, whereas 'reengaging' can be a deeper recommitment.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000