verb (فعل)commonpast (گذشته): reengagedpast participle (مفعولی): reengaged-ing (حال): reengaging3rd (سوم): reengages
فعل — دوباره مشغول شدن
دوباره مشغول شدندوباره درگیر شدن
دوباره در فعالیت یا گفتگو شرکت یا درگیر شدن.
To participate or become involved again in an activity or conversation.
«او پس از وقفه تصمیم گرفت دوباره در پروژه درگیر شود.»
“He decided to reengage with the project after a break.”
«او پس از گوش دادن دقیق دوباره در بحث شرکت کرد.»
“She reengaged in the discussion after listening carefully.”
تفاوت با واژههای مشابه
rejoin— دوباره پیوستن
رایج. به معنی دوباره پیوستن است؛ در زمینههای اجتماعی قابل جایگزینی.
Common. Means to join again; interchangeable in social contexts.