verb (فعل)commonpast (گذشته): rejoinedpast participle (مفعولی): rejoined-ing (حال): rejoining3rd (سوم): rejoins
فعل — دوباره ملحق شدن
دوباره ملحق شدندوباره پیوستن
دوباره به هم پیوستن یا به گروهی ملحق شدن بعد از جدا شدن.
To join again or come together once more after separation.
«او بعد از ناهار به گروه دوباره ملحق میشود.»
“She will rejoin the group after lunch.”
«سربازان بعد از استراحت دوباره به یگانهای خود پیوستند.»
“The soldiers rejoined their units after the break.”
تفاوت با واژههای مشابه
reunite— دوباره متحد شدن
معمولی. معمولاً وقتی صحبت از ملاقات دوباره افراد است جایگزین rejoin میشود، مثل «آنها پس از سالها دوباره متحد شدند»؛ برای پیوستن فیزیکی کمتر استفاده میشود.
Common. Can often replace 'rejoin' when referring to people meeting again, e.g., 'They reunited after years.' Works less for physical joining.