reenlist

re·en·list/ˌriːɪnˈlɪst/
re-againenlistto enroll or sign up
verb (فعل)formalpast (گذشته): reenlistedpast participle (مفعولی): reenlisted-ing (حال): reenlisting3rd (سوم): reenlists

فعل — دوباره به خدمت سربازی رفتن

دوباره به خدمت سربازی رفتنمجدد وارد ارتش شدن

پس از خدمت قبلی دوباره به ارتش ملحق شدن

To join the military again after previous service

«او تصمیم گرفت برای دوره‌ای دیگر دوباره خدمت کند.»

He decided to reenlist for another term.

«بسیاری از سربازان بعد از اتمام قرارداد دوباره وارد ارتش می‌شوند.»

Many soldiers reenlist after their contract ends.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000