verb (فعل)formalpast (گذشته): reenlistedpast participle (مفعولی): reenlisted-ing (حال): reenlisting3rd (سوم): reenlists
فعل — دوباره به خدمت سربازی رفتن
دوباره به خدمت سربازی رفتنمجدد وارد ارتش شدن
پس از خدمت قبلی دوباره به ارتش ملحق شدن
To join the military again after previous service
«او تصمیم گرفت برای دورهای دیگر دوباره خدمت کند.»
“He decided to reenlist for another term.”
«بسیاری از سربازان بعد از اتمام قرارداد دوباره وارد ارتش میشوند.»
“Many soldiers reenlist after their contract ends.”