refall

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

re·fall/ˈriːˌfɔːl/
re-againfallto drop or collapse
verb (فعل)formalpast (گذشته): refellpast participle (مفعولی): refallen-ing (حال): refalling3rd (سوم): refalls

فعل — دوباره افتادن

دوباره افتادنبرگشت به حالت قبلی

دوباره افتادن یا به حالت قبلی برگرداندن.

To fall again or relapse into a previous condition.

«پس از بهبودی، دوباره به عادات بد بازگشت.»

After recovering, he refell into bad habits.

«برف در غروب دوباره شروع به باریدن کرد.»

The snow began to refall in the evening.

تفاوت با واژه‌های مشابه
relapseعقب‌گرد کردن

رایج. معمولاً برای بازگشت به وضعیت بدتر به کار می‌رود و در بعضی موارد می‌تواند جایگزین refall شود.

Common. Often used for returning to a worse state, can substitute refall in some contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000