reexperience

re·ex·pe·ri·ence/ˌriːɪkˈspɪriəns/
re-againexperienceto undergo an event or feeling
verb (فعل)commonpast (گذشته): reexperiencedpast participle (مفعولی): reexperienced-ing (حال): reexperiencing3rd (سوم): reexperiences

فعل — دوباره تجربه کردن

دوباره تجربه کردناز سر گذراندن مجدد

دوباره تجربه کردن، به‌ویژه یک رویداد یا احساس.

To experience something again, especially an event or feeling.

«او به نظر می‌رسید حادثه را دوباره در ذهنش تجربه می‌کند.»

He seemed to reexperience the accident in his mind.

«نمی‌خواهم آن زمان سخت را دوباره تجربه کنم.»

I don’t want to reexperience that difficult time.

تفاوت با واژه‌های مشابه
reliveاز نو زنده کردن

رایج. معمولاً برای تجربه ذهنی دوباره یک رویداد به کار می‌رود.

Common. Often used for mentally going through a past event again, especially memories.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000