refuelled
فعل — سوختگیری مجدد کردن
تامین سوخت جدید برای وسیله نقلیه یا هواپیما، یا تامین غذا و نوشیدنی برای خود یا حیوان برای بازیابی انرژی.
To supply a vehicle or aircraft with new fuel, or to provide oneself or an animal with food or drink to regain energy.
«هواپیما قبل از سفر طولانی سوختگیری مجدد کرد.»
“The aircraft refuelled before the long journey.”
«بعد از پیادهروی، با یک وعده غذایی مقوی انرژی گرفتیم.»
“After the hike, we refuelled with a hearty meal.”
تفاوت با واژههای مشابه
رسمی. «Replenish» به معنای دوباره پر کردن یا کامل کردن است، اغلب به ذخایر یا منابع اشاره دارد. میتواند به صورت استعاری برای انرژی استفاده شود اما کمتر از «refuelled» به سوخت اختصاص دارد. مثال: «ما ذخیره غذایی خود را تجدید کردیم» در مقابل «هواپیما در فرودگاه سوختگیری مجدد کرد».
Formal. 'Replenish' means to fill up or make complete again, often referring to supplies or resources. It can be used metaphorically for energy but is less specific to fuel than 'refuelled.' 'We replenished our food supplies' vs. 'The plane refuelled at the airport.'
رایج. عمدتاً برای باتریها یا به معنای بازیابی انرژی فرد، اغلب از طریق استراحت، استفاده میشود. میتواند به صورت استعاری برای افراد استفاده شود، اما معمولاً برای سوخت خودرو نه. مثال: «باید گوشیام را شارژ کنم» یا «بعد از تعطیلات احساس شارژ شدن میکنم».
Common. Primarily used for batteries or to mean restoring one's energy, often through rest. Can be used for people metaphorically, but not typically for vehicle fuel. 'I need to recharge my phone' or 'I feel recharged after my vacation.'
صفت — سوختگیریشده
چیزی که با سوخت یا انرژی جدید تامین شده است.
Having been supplied with new fuel or energy.
«کامیون سوختگیریشده آماده تحویل بعدی بود.»
“The refuelled truck was ready for the next delivery.”
«او که احساس انرژی گرفته بود، به بقیه کارهایش پرداخت.»
“Feeling refuelled, she tackled the rest of her chores.”