reglaze

re·glaze/riːˈɡleɪz/
re-againglazeto coat or cover with a glossy layer
verb (فعل)technicalpast (گذشته): reglazedpast participle (مفعولی): reglazed-ing (حال): reglazing3rd (سوم): reglazes

فعل — دوباره لعاب دادن

دوباره لعاب دادنبازپوشاندن با لعاب

دوباره یک لایه لعاب یا پوشش شیشه‌ای روی چیزی زدن.

To apply a new layer of glaze or glass coating again.

«سفالگر پس از تعمیر دوباره روی گلدان لعاب زد.»

The potter reglazed the vase after repair.

«آنها تصمیم گرفتند پنجره‌های قدیمی را دوباره لعاب بزنند.»

They decided to reglaze the old windows.

تفاوت با واژه‌های مشابه
reglazeدوباره لعاب دادن

No close synonyms; technical term in pottery and glasswork.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000