verb (فعل)commonpast (گذشته): regroupedpast participle (مفعولی): regrouped-ing (حال): regrouping3rd (سوم): regroups
فعل — دوباره جمع شدن
دوباره جمع شدنتجدید سازمان دادن
بعد از پراکنده شدن، دوباره جمع شدن در یک گروه.
Gathered again into a group after being scattered or dispersed.
«نیروها بعد از نبرد دوباره تجمع کردند.»
“The troops regrouped after the battle.”
«ما دوباره جمع شدیم تا حرکت بعدی را برنامهریزی کنیم.»
“We regrouped to plan the next move.”
تفاوت با واژههای مشابه
reassemble— دوباره جمع شدن
رایج. وقتی افراد یا اشیا دوباره جمع میشوند قابل تعویض است.
Common. Interchangeable when describing people or things coming together again.