verb (فعل)commonpast (گذشته): regroupedpast participle (مفعولی): regrouped-ing (حال): regrouping3rd (سوم): regroups
فعل — دوباره گروهبندی کردن
دوباره گروهبندی کردنسازماندهی مجدد
عمل دوباره جمع شدن یا سازماندهی مجدد، مخصوصاً پس از یک مشکل یا عقبنشینی.
The act of gathering again or reorganizing, especially after a setback.
«تیم بعد از شکست دوباره سازماندهی میشود.»
“The team is regrouping after the defeat.”
«سربازان پشت تپه دوباره جمع شدند.»
“Soldiers regrouped behind the hill.”
تفاوت با واژههای مشابه
reorganize— سازماندهی مجدد
رایج. معمولاً هنگام اشاره به ساختار مجدد قابل جایگزینی است.
Common. Usually interchangeable when referring to formal or informal restructuring.