reimbursed

re·im·bursed/ˌriːɪmˈbɜːrst/
re-back, againimbursepaying money (from Latin)
verb (فعل)formalpast (گذشته): reimbursedpast participle (مفعولی): reimbursed-ing (حال): reimbursing3rd (سوم): reimburses

فعل — بازپرداخت کردن

بازپرداخت کردنجبران کردن

پرداخت پولی که صرف شده یا از دست رفته، به‌ویژه هزینه‌ها.

To pay back money spent or lost, especially for expenses.

«شرکت هزینه‌های سفر او را بازپرداخت کرد.»

The company reimbursed her for travel expenses.

«بعد از ارائه رسیدها، پولم بازپرداخت شد.»

I was reimbursed after submitting the receipts.

تفاوت با واژه‌های مشابه
repayبازپرداخت کردن

رایج/رسمی. معمولاً برای وام یا بدهی به کار می‌رود. مشابه کاربرد دارد.

Common/formal. Often related to loans or debts. Similar usage.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000