relented

re·lent·ed/rɪˈlɛntɪd/
re-againlentsoftened, gave in
verb (فعل)commonpast (گذشته): relentedpast participle (مفعولی): relented-ing (حال): relenting3rd (سوم): relents

فعل — نرم شد

نرم شدتسلیم شد

گذشته فعل relent؛ کمتر سخت یا سفت شدن، بعد از مقاومت کوتاه آمدن.

Past tense of relent: to become less severe, to give in after resistance.

«او نهایتاً نرم شد و قبول کرد کمک کند.»

He finally relented and agreed to help.

«طوفان بعد از چند ساعت فروکش کرد.»

The storm relented after several hours.

تفاوت با واژه‌های مشابه
yieldedتسلیم شد

مترادف رایج به معنی کوتاه آمدن پس از مقاومت.

Common synonym meaning gave in after resistance.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000