relived

re·lived/ˌriːˈlɪvd/
re-againliveto experience
verb (فعل)commonpast (گذشته): relivedpast participle (مفعولی): relived-ing (حال): reliving3rd (سوم): relives

فعل — دوباره تجربه شده

دوباره تجربه شدهزنده شده

دوباره در ذهن تجربه کردن (گذشته یا شکل گذشته فعل).

Experienced again in memory (past tense or past participle).

«او لحظات خوش کودکی‌اش را دوباره تجربه کرد.»

She relived the happy moments from her childhood.

«او ترس را در طی کابوس دوباره تجربه کرد.»

He relived the fear during the nightmare.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000