reloaded

re·load·ed/ˌriːˈloʊdɪd/
re-againloadto put a load or charge-edpast tense, past participle
verb (فعل)commonpast (گذشته): reloadedpast participle (مفعولی): reloaded-ing (حال): reloading3rd (سوم): reloads

فعل — دوباره بارگذاری کردن

دوباره بارگذاری کردنشارژ کردن مجدد

چیزی را دوباره بارگذاری یا شارژ کردن، مانند اسلحه یا داده‌ها.

Loaded something again, such as a weapon or data.

«او بعد از شلیک سریعاً اسلحه را دوباره شارژ کرد.»

He reloaded the gun quickly after firing.

«صفحه پس از به‌روزرسانی به صورت خودکار دوباره بارگذاری شد.»

The page reloaded automatically after the update.

تفاوت با واژه‌های مشابه
refilledدوباره پر کردن

رایج. یعنی دوباره پر کردن، مخصوص ظروف و مخازن است.

Common. Specifically about filling again, used for containers and tanks.

rechargedشارژ کردن دوباره

برای باتری‌ها و انرژی استفاده می‌شود و در برخی زمینه‌ها جایگزین reload می‌شود.

Used for batteries and energy, can replace reload in some contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000